X
تبلیغات
شکرستان خوانسار

شکرستان خوانسار

وبلاگی که سعی می کند مشکلات شهر خوانسار را بیان کند

دنبال کنید


ما را از این به بعد در لینک زیر دنبال کنید!


http://tamamezendegiam.blogfa.com/








+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 17:31  توسط تلخستان  | 

خیالتان راحت شد!

خیالتان راحت شد!

هی گفتیم پا در کفش تنگ ما نکنید ما کفشمان برای خودمان هم جا ندارد. گفتیم قرار است در اینده ای نه چندان دور در مورد خیلی از مسائل بنویسیم اما خدایی به شکر و عسل و اینها که فکر نکرده بودیم تازه فکر هم نمیکردیم یک روز یک نفر به صورت اتفاقی یا غیر اتفاقی وبلاگ ما را شناسایی کند و ما هم بمانیم که چه کنیم با این هویت جدید حقیقی!

هر چه این چند روز فکر کردیم دیدیم نمیشود ما یا باید اسم و فامیلمان را جراحی پلاستیک کنیم یا وبلاگمان را

خلاصه که کار این وبلاگ هم تمام شد.

خلاص

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 14:24  توسط تلخستان  | 

آنها چقدر خوشحالند!

از مظفر نپرسید و از تجربه ازادی اش...

فکر میکنم رفته بود میدان ازادی را ببینید. هان؟ قشنگ تر از این میشد بپیچانم!!

از آن روز که مظفر رفت و برگشت خیلی روز میگذرد مظفر هم کارهای زیادی کرده است.اخرین کاری که انجام داده این که چند روزی است متر خیاطی ننه مظفر را برداشته و تمام باند های شهر را از پهنا اندازه می گیرد.

ننه مظفر که از کارش سر در نمیاورد اما بهلول میگوید هفته قبل "امام جمعه شهر" در شبکه اصفهان گفته بود پهنای باند در خوانسار خوب است و ادارات و مردم شهر از این جهت مشکلی ندارند.

 مظفر هم با اندازه گیری سیستم های صوتی و باند ها به این نتیجه رسیده که پهنای باند در خوانسار انقدر ها هم که فکر میکرده وضعش وخیم نیست و از پهنای خوبی برخوردار است و از ان لحظه که به این کشف بزرگ دست یافته است در پوستش نمیگنجد و خوشحال است که توضیحات یک مسئول را متوجه شده است!

ننه مظفر هم خوشحال است که بالاخره فرزند دلبند زبان نفهمش یک مورد را به خوبی درک کرد...و در یک روز سرد زمستانی صدای ننه مظفر است که اتاق را پر کرده:

همه چی ارومه

ما چقدر خوشحالیم

پهنای باند بالاست

وح چه حالی داریم!


برچسب‌ها: خوانسار, طنز
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 20:21  توسط تلخستان  | 

مظفر-پرواز-ازادی

از ننه مظفر میپرسم مظفر کجاست؟ دلمان تنگش شده

میگوید رفته است ازادی را تجربه کند!

یادم میاد مظفر وقتی میخواست پرواز را تجربه کند از یک سکوی 4 متری پرید و یکماه پایش در گچ بود حالا که دیگر رفته ازادی را تجربه کند...


بعدا نوشت:راستی یادمان رفت به خودمان گیر بدهیم در این پست.مظفر که نیست دل و دماغی برای انتقاد نیست وقتی برگشت قول میدهیم به پرواز و ازادی و مظفر و زاویه ی سیم های برق خیابان و گودر و شهردار جدید و شهردار قدیم و همایش وبلاگ نویسان و دموکراسی و نان بربری و سگ های ولگرد و .. هم گیر بدهیم.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 12:52  توسط تلخستان  | 

توسعه

گیر داده اند به مظفر که "توسعه " را تعریف کن.

آخر کسی نیست بگوید این بچه با این دهان بزرگ و جسته ی کوچک توسعه اش کجاست! در این بازار کساد که نه کسی حاضر است قصه اش تعریف شود و نه حاضر است قصه شود مظفر توسعه را از کجا تعریف کند!

خلاصه... مظفر کلی غذا سوزانده و بعد از مدتی آمده و می گوید توسعه یعنی چراغ و حوض و گوزن

بهلول شهر هم برایش دست گرفته که تو دیوانه ای

این بچه هم افسردگی گرفته و با هیچ کس حرف نمی زند.تازه دیروز داروخانه چی هم می گفت مظفر رفته و 100 عدد قرص جوشان خریده مادرش هم زار و زار که الا و بالا که مظفر می خواهد با قرص ها خودکشی کند و اگر خودکشی کند ما چطور این تلخستان را تحمل کنیم!

آنقدر این ننه مظفر کنار گوشمان اه و زاری کرد که نگو نپرس. آخر کسی نیست بگوید شما به فکر توسعه پارک سرچشمه نیستید و توسعه را در نصب چراغ برق و فواره حوض و رنگ امیزی گوزن و اینها میدانید تکلیف مظفر چیست این وسط که با دهان بزرگش هر چه را میبیند بیان می کند.


توضیح اضافی : وبسایت یکی از ارگان های مرتبط با قرار دادن تعدادی عکس از رنگ کاری گوزن - ایجاد فواره و نظافت حوض و نصب چراغ هایی (برج نوری) در پارک سرچشمه صحبت از توسعه ی یک پارک ملی را کرده بود که به نظر می آید بیشتر شبیه یه شوخی باشد تا طرح توسعه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 18:44  توسط تلخستان  | 

هوا نشناس

این هواشناسی خوانسار هم حکایت جالبی دارد

کلا در طول این 20 سال یکبار به پیش بینی انها احتیاج شده بود که آن هم چپ از کار درآمد

به نظرم پیش بینی های هواشناسی خوانسار شبیه خواب زنان است

اطلاع رسانی مسئولین مربوطه هم در مورد به تعویق افتادن خود حکایت دیگری دارد

نمیدانم چطور میشود توهم شیطان پرستی در خوانسار یکشبه کارش به تلویزیون میکشد اما برای به تعویق افتادن بادبادک بازی نمیگوییم در تلویزیون اعلام کنند حداقل چوبی اتش بزنند مثل غار نشین ها با دود به مردم خبر دهند

حالا حسابش را بکنید مظفر با موتوگازی کلی تلاش کرده بود تا به سد برسد



توضیح اضافی : قرار بود جمعه ی هفته گذشته برنامه بادبادک بازی در محل سد باغکل خوانسار برگزار شود که به صورت ناگهانی لغو شده بود.


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 12:2  توسط تلخستان  |